تبليغاتX
:: اموزش کامپیوتر و مطالب مذهبی ::  

اموزش کامپیوتر-اموزش اپگرید ماهواره-اموزش ترفندها -معرفی گوشی-اموزش رجیستری-اموزش نرم افزار-هک



 

حسن زاده آملی

اهل منطق در کتابهای خویش می گویند یکی از اقسام تعریف، تعریف شیء به مثال است. علامه ذو الفنون آیت الله حسن زاده آملی با چنین رهیافتی در تعریف "حدیث برزخی" می گوید:

 

" روزى به محضر مبارك استادم جناب آیت الله محمد آقاى غروى آملى - رضوان الله تعالى علیه - تشرّف حاصل كرده بودم ، به من فرمود: این عبارت را در جایى دیده اید كه الامام أصله دائم ، و نسله دائم ؟

عرض كردم : خیر در جایى ندیده ام ، چه جمله شگفت و شیوا و شیرین و دلنشین است كه خود اصلى استوار و قانونى پایدار است ، حضرت عالى از كجا نقل مى فرمایید؟

فرمود: من از جایى نقل نمى كنم . آن گاه انگشتان دست راستش را جمع كرد و در حالى كه بر گرد لبانش دور مى داد، فرمود: دیروز كه از خواب بیدار شدم ، دیدم این جمله را بر سر زبان دارم و بدان گویایم .

راقم گوید: در اصطلاح عرفان این گونه القاءات سبّوحى* را “حدیث برزخى “ گویند."

 

پی نوشت:

اهل عرفان بر این باورند که الهامات و القاءاتی که سالکان در طریق معرفت و سلوک بدان نایل می شوند بر چند گونه است: 1- القاءات ربانی(سبّوحی)2- القائات شیطانی 3- القاءات نفس حیوانی(امّاره).در مقام تشخیص نوع این الهامات عارف نیازمند ملاک تمایز است.اگر این الهامات مخالفت با ظاهر قرآن و سنت داشته باشد از ناحیه شیطان یا نفس و در غیر این صورت می تواند الهامی ربّانی به شمار آید.تشخیص این امر نیز گاه بدین سهولت امکان پذیر نیست و از این روست که برخی بزرگان اهل عرفان گفته اند گزاف نیست اگر عارف نیمی از عمر خویش را در پی یافتن استاد و مرادی راه آشنا سپری کند.

منبع:

حسن زاده آملی، حسن،  هزار و یك كلمه ، ج 1، ص 53.

تبیان

+نوشته شده درسه شنبه 30 مهر1387ساعت 23:19 توسط ممل |

آمرزش زن بدكاره

ثقة الاسلام كلينى در كتاب شريف « روضه كافى » كه آخرين بخش از كتاب باعظمت اوست از حضرت صادق (عليه السلام) روايت مى كند : عابدى از كثرت عبادت پشت ابليس را شكست . روزى لشكرش را خواند و گفت : كدام يك از شما مى توانيد اين عابد را از گردونه عبادت خارج كنيد ؟ هركس مكر و حيله خود را بيان كرد ولى مقبول نيفتاد تا يكى از آنان گفت : من او را از راه نماز گمراه مى كنم . حيله او را پسنديد و وى را مأمور به گمراهى كشيدن عابد كرد !!

مأمور ابليس نزديك صومعه عابد آمد و با نشاطى كم سابقه مشغول عبادت شد و چنان خود را غرق در عبادت نشان داد كه عابد مهلت نمى يافت سبب نشاطش را در كثرت عبادت و خسته نشدن بپرسد . عابد منتظر فرصت بود تا در فرصتى مناسب علت نشاط و كثرت عبادت او را پرسيد . پاسخ داد : من گناهى مرتكب شدم و پشيمان شدم ، پشيمانى از گناه مرا آنچنان در گردونه عبادت قرار داد كه نه از كثرت عبادت خسته مى شوم و نه نشاطم را از دست مى دهم !! عابد در اين زمينه بى آن كه عاقلانه بينديشد و فكر كند كه اگر در حال گناه مرگش از راه برسد چه خواهد شد ؟ از او راهنمايى خواست . مأمور ابليس او را تشويق به زناى با زنى بدكار كه در شهر معروف به بدكارى بود كرد . عابد نزد آن شتافت . زن با ديدن چهره معصوم و ملكوتى عابد از حضور عابد در محلّه بدكاران شگفت زده شد و بنظر آورد كه عابد ساده دل فريب خورده ، به او گفت : اى عابد ! انسان هرگز با گناه به مقام عبادت و مرتبه قرب نمى رسد ، كسى كه تو را تشويق به اين عمل كرده ، قصدش انحراف و گمراهى تو بوده . گناه عامل سقوط است نه وسيله صعود . اكنون به صومعه خود باز گرد كه تشويق كننده را نخواهى يافت ، چون او را نيافتى يقين كن كه شيطان بوده .

عابد با بيدارى باز گشت ، آن چهره شوم را نديد . از اين كه آن زن سبب شد كه دامنش به گناه آلوده نشود بسيار خوشحال شد . از طرفى همان شب آن زن از دنيا رفت . خدا به پيامبر زمانش خطاب كرد : با مردم در تجهيز جنازه او حاضر شويد ، زيرا به خاطر هدايت يكى از بندگانم همه گناهانش را بخشيدم و از او درگذشتم و او را مورد آمرزش و رحمت خود قرار دادم .

ما را ره توفيق نمودند و بريديم *** بر ما در تحقيق گشودند و رسيديم

يك چند به هر صومعه برديم ارادت *** يك چند به هر مدرسه گفتيم و شنيديم

اقليم معارف همه را سير نموديم *** در باغ حقايق به همه سبزه چريديم

بس عطر روان بخش ز گل ها كه گرفتيم *** بس ميوه دل پرور دلخواه كه چيديم

ناگاه شد از قرب نمودار درختى *** مقصود دل آن بود به كنهش چو رسيديم

ديديم چو ما ساقى ميخانه توحيد *** يك جرعه از آن باده بى رنگ چشيديم

دادند به ما عيش مصفّاى مؤبّد *** در سايه آن رحل اقامت چو كشيديم

منبع : کتاب عبرت اموز

+نوشته شده درسه شنبه 30 مهر1387ساعت 23:12 توسط ممل |