تبليغاتX
:: اموزش کامپیوتر و مطالب مذهبی ::  

اموزش کامپیوتر-اموزش اپگرید ماهواره-اموزش ترفندها -معرفی گوشی-اموزش رجیستری-اموزش نرم افزار-هک



ز کتاب صد و ده اشاره استاد علامه حسن‌زاده آملی
اشاره بيست و هشتم، صفحه 83-84


«فأرسلنا إليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا» (سوره مريم، آيه 17) خداوند ما و شما را توفيق دهد. اگر مقداری مواظب نفس باشيم و اگر قوه خيال را که سرمايه شيرين و گرانقدری است يک مقدار آن را تربيت کنيم و تعليمش بدهيم و در تحت آدابی خاص آن را داشته باشيم، اوائل در خواب و بعد در بيداری اشباح و اشکال و ارواح را می‌بينيم چنانچه به مريم نشان داده شد.

تحف العقول در اوائل حديثی از علی بن شعبه از حضرت رسول - صلی الله عليه و آله - نقل می‌کند که حضرت فرمود: «مؤمن وقتی ايمانش قوی شد خوابهايش کم می‌شود و بايد اين طور باشد». وقتی به درجات عالی رسيد ديگر چه حاجت که خواب ببيند، در بيداری مشاهده می‌کند. روايت خيلی شيرين و عرشی است. مؤمن وقتی ايمانش قوی شد رؤيايش کم می‌شود و در بيداری می‌بيند. غرض خداوند که توفيق دهد و مواظبت و مراقبت مرحمت فرمايد و انسان کشيک نفس کشيد و قوه خيال را پروراند و تربيت کرد و به آن آمادگی داد می‌بينی که اشباح و اشکال را چگونه مشاهده می‌کند. مريم صديقه (س) که خدواند می‌فرمايد «فأرسلنا إليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا» مشاهده می‌نمود. جناب عالی هم اين طور می‌توانی ببينی. هر کسی به اقتضای ذات انسانی و نفس خودش، اگر مواظب خودش بوده باشد و خود را در مسير تکامل نگه دارد و برنامه قرآن را که «إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم» (سوره اسراء، آيه 9) در خود پياده کند. می‌بينيم که خواب‌های خوش، بيداری‌های خوش، گفت‌وشنودهای خوش، رفقای خوش دارد. روز که وارد می‌شود آرزوی شب می‌کند که دوباره با آن رفقا، با آن افرادی که وارد می‌شوند، با تمثلات صحبت و حرف داشته باشد.

يک وقتی کسی آمد برايم گفت: «می‌خواهی دستور احضار اجنه را به شما بدهم؟» گفتم: «نمی‌خواهم. من با اين همه مشغوليات و با افراد زيادی که سر کار دارم کم است که با اجنه هم سر کار پيدا کنم.» خوب حالا می‌بينی که انسان آرزو می‌کند شب را با ارواح ملکوت محشور بوده باشد.

+نوشته شده درسه شنبه 26 شهریور1387ساعت 22:18 توسط ممل |

 

چقدر خنده داره که یک

ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت‌فرسا می‌گذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

 


چقدر خنده داره که صد
هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌رویم کم به چشم میاد!

 

چقدر خنده داره که یه

ساعت عبادت، طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره! 

 

چقدر خنده داره که وقتی

می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمی‌یاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 

چقدر خنده داره که وقتی

مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

 


چقدر خنده داره که خوندن
یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروش‌ترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 

چقدر خنده داره که سعی

می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!

 

چقدر خنده داره که برای

عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 

چقدر خنده داره که

شایعات روزنامه‌ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می‌کنیم!

 

چقدر خنده داره که همه

مردم می‌خوان بدون این که به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

 

چقدر خنده داره که وقتی

جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می‌گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می‌شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می‌کنید!

 

خنده داره. اینطور نیست؟!

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

 

این حرفارو به گوش بقیه

هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.

 

پی‌نوشت: 

آیا این

خنده‌دار نیست که وقتی که می‌خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی‌ها رو از لیست پاک می‌کنید به خاطر این که ... .

 

                                                                                                                                        "سید علی بهبهانی"

منبع:تبیان

+نوشته شده دردوشنبه 25 شهریور1387ساعت 0:29 توسط ممل |