يه روز يه ترك رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه .تركه به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجا يي
********
به غضنفر ميگن مياي بريم هفته دفاع مقدس؟
ميگه نه شما برين من برا چهلمش ميام
********
غضنفرميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش ميپرسه کتاب چطور بود؟ ميگه : شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! کتابدار ميگه: اهه، دفتر تلفن من دست تو چيکار ميکنه؟
********
غضفر كلاس رقص ميزاره ورشكست میرن تحقيق ميكنن ميبينن سر كلاس شاباش ميداده...!
********
يه توپ دارم قلقليه .موهاي سرم فرفريه. پيام جديد نداشتم . سرت کلاه گذاشتم
نوشته شده توسط ممل در پنجشنبه 22 شهریور1386


