تبليغاتX
:: اموزش کامپیوتر و مطالب مذهبی ::  

اموزش کامپیوتر-اموزش اپگرید ماهواره-اموزش ترفندها -معرفی گوشی-اموزش رجیستری-اموزش نرم افزار-هک



 دل در نماز دار!


ور نباشد خشوع و دمسازى
 
ديو با سبلتش كند بازى
 
دمساز با سين سعفص بر وزن شهباز به معنى محب و موافق به مدعا و هم نفس و همراز است .
روايت است كه : مردى در مسجد مدينه به نماز ايستاده بود و با ريشش ‍ بازى مى كرد، رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) فرمود: اگر دلش با خدايش ‍ باشد، با ريشش بازى نمى كند. !

منبع:فضايل و سيره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملي

+نوشته شده درسه شنبه 10 شهریور1388ساعت 18:28 توسط ممل |

در دين به راءى قياس مكن !
در كتاب قضاى وسائل الشيعه نقل است كه ابن شبرمه گفت : روزى همراه ابو حنفيه بر جعفر بن محمد عليه السلام وارد شدم ، ايشان خطاب به ابو حنفيه فرمود: از خدا بترس و در دين ، به راى خود قياس مكن ! چه اولين كسى كه قياس كرد، ابليس بود...، و واى بر تو، آيا گناه قبل نفس بزرگ تر است يا زنا؟
ابر حنفيه پاسخ داد: قبل نفس .
امام عليه السلام فرمود: خداوند عز و جل در قتل نفس ، دو شاهد را قبول كرده است ، ولى درباره زنا، جز چهار شاهد را نپذيرفته است .
سپس امام فرمود: نماز عظيم تر است يا روزه ؟!
ابر حنفيه پاسخ داد: نماز.
امام فرمود: پس چرا زن حائض ، بايد قضاى روزه اش (در حال حيض ) را به جاى آورد، ولى قضاى نمازش لازم نيست ؟! تو چگونه قياس او را روا مى دارد؟! پس ، از خداى بترس و قياس مكن !
سپس ابن شبرمه گويد: امام (از من )، پرسيد: پليدى بول بيشتر است يا منى ؟
گفتم : بول .
فرمود: پس چرا خداى تعالى درباره بول ، وضو را كافى دانسته ، ليكن درباره منى غسل را واجب ؟
فرمود: آيا زن ضعيف تر است يا مرد؟
گفتم : زن .
فرمود: پس چرا خداى تعالى سهم مرد را در ارث دو برابر زن قرار داده است ؟ آيا مى توان در اين مورد قياس كرد؟ گفتم : نه !
فرمود: چرا خداوند درباره سارق ده درهم ، حكم به قطع دست ) فرموده ولى اگر دست مردى قطع شود، كسى كه دست او را قطع كرده است بايد پنج هزار درهم ، به عنوان ديه بدو بدهد؟ آيا در اين مورد مى توان قياس ‍ كرد؟ گفتم : نه ! ...


منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

+نوشته شده دردوشنبه 8 تیر1388ساعت 1:11 توسط ممل |

دستور ((خودسازى و رياضت )) عبارت است از:
از هر كلامى كه سود ندارد، و بلكه از غير ياد حق تعالى ؛ زبان به كام كشيدن . از لذتها و خوشيهاى (غير ضرورى و باز دارنده )، خوردنيها، پوشيدنيها، زناشوييها، مسكنها و...، دست كشيدن .
از مراوده با غير اولياءالله دورى جستن .
خواب فراوان را ترك نمودن .
ياد خداوند متعال را، همراه با مراقبت ، پيشه خود ساختن .
ديگران ، مداومت بر ذكر ((يا حى يا قيوم لااله الا انت )) را پى مى گرفتند، و من نيز آن ذكر را آزموده ام . اما بيشترين ذكر من ((يالله )) است ، با دور افكندن غير حق از قلب ، و با توجه به ذات بارى تعالى . البته ، مهم و اساسى ، همان ذكر حق تعالى ، با مراقبت است ، كه ديگر چيزها به پايه ذكر نمى رسد
پايدارى - به مدت چهل روزبر آنچه كه (از قانون تمرين و رياضيت ) بر شمرديم ؛ باعث مى شود، كه در بهايى از انوار: حكمت ، معرفت و محبت الهى گشوده گردد، و سپس ، آدمى به مقام فناء و بقاء باالله ترقى كند و راه يابد. (چنانكه روايات فراوانى در اين باب گذشت ) و از آن روى كه اينم شيوه خودسازى و سير الى الله ؛ نزديك ترين راهها به سوى خداست ؛ تعارض نفس و شياطين ظاهر و باطن ، با آن شديدتر است . زيرا اگر همه مردم به نمى شوند، چرا كه بيشتر غرضها، در روى آورى به اين گونه دانشها؛ دوستى مال ، مقام و برترى نزد مردم است . كه اگر چنين شد، شياطين نيز مدد كار مى شوند.

+نوشته شده درچهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 18:28 توسط ممل |

سلام به همه دوستان

از این به بعد میتونید تو وبلاگ زیر که در مورد علامه حسن زاده آملی 

http://alame-hasanzade.blogfa.com/

و وبلاگ زیر که در مورد تزکیه نفس هست با من در تماس باشید

منتظر حظور گرم همه شما عزیزان هستم

http://abdesaleh.blogfa.com/

+نوشته شده درشنبه 17 اسفند1387ساعت 22:15 توسط ممل |

قضاوت امام
مردى نصرانى كه به زنى مسلمان تجاوز كرده بود، نزد متوكل آوردند. متوكل بر آن شد تا بر او حد جارى كند، ولى او اسلام آورد و مسلمان شد. يحيى بن اكثم گفت : ايمان آوردنش ، شرك و عمل خلافش را از ميان برد.
بعضى ديگر گفتند: سه حد بر او واجب است .
ديگران نيز هر كدام چيزى گفتند كه بايد با او چنين و چنان كرد.
متوكل امر كرد تا نامه اى به امام ابوالحسن عسكرى عليه السلام نوشتند و مساءله را از ايشان پرسيدند.
وقتى امام نامه را خواند چنين نوشت : بايد آنقدر زده شود تا بميرد!
يحيى و فقهاى ديگر اين حكم را انار كرده ، گفتند: يا اميرالمؤمنين ! در باره اين حكم از او سوال كنيد؛ زيرا چنين حكمى در كتاب و سنت نيست !
از اينرو متوكل نامه اى براى امام عليه السلام نوشت كه فقهاى مسلمين اين حكم را قبول ندارند و مى گويند: چنين حكمى در كتاب و سنت نيست ! پس ‍ براى ما روشن كن كه چرا چنين حكمى را صادر فرموده اى ؟
امام عليه السلام پاسخى داد بدين شرح : بسم الله الرحمن الرحيم فلما راو باءسنا قالوا آمنا بالله وحده و كفرنا بما كنا مشركين فلم يكن ينفعهم ايمانهم لما راءوا باءسنا ؛
امام ايمانشان ، پس از ديدن مرگ و مشاهده عذاب ما بر آنان ، هيچ سودى نبخشيد. سنت خدا چنين حكم فرما بوده و آنجا كافران زيانكار شدند.


منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

+نوشته شده دریکشنبه 29 دی1387ساعت 21:28 توسط ممل |

مرض خوره اندرونى در يزيد
آورده اند به نقل صحيح كه يزد را در آخر عمر مرضى پيش آمد كه آنرا خواره اندرونى گويند، كه روزى هزار بار آرزوى مرگ در دلش مى گذشت امام از كمان قهر قضا و قدر تير مرگش ميسر نمى گشت . ع : به مرگ خويش راضى گشتم و آن هم نمى بينم مى گفت .
روزى يكى از حكما يزيد را گفت كه هيچ مى دانى كه تو را مرض چيست و نيش و ريش درون را باعث كيست ؟ يزيد گفت : از كثرت نيش و در خبر دارم ، امام از حقيقت آن حال غافل و ناهوشيارم .فى الحال حكيم مقدار نخود موم انگبين را به رشته باريك بسته بدو داد، گفت : سر ريسمان را گرفته اين موم را فرو بر تا بر تا بر تو راز درونت از بيرون آشكار گردد و يزيد به قول حكيم موم را فرو برد و سر رشته را به دست نگاه داشت ، بعد از زمانى سر رشته را كشيده موم را بيرون آوردند دو عقرب سياه بر آن موم چسبيده بود از خلق او بيرون آمد.حكيم گفت : يا ابا الحكم دانستى كه ريش درونت به كدام نيش آراسته است و حجره تاريك ضميرات به زخم كدام جانور پيراسته ؟ گفت : آرى والله كه بدين ريش و بدين نيش گرفتارم . مدت مديد فريادها مى كرد تا بمرد. ع : اين است سزاى آن كه آتش عمل است . و هرگاه خواهند عقرب را از سوراخش بيرون آرند به همين دستور عمل بايد نمود كه در محبت موم آن شوم بى اختيار است ، و به دام چشم هايشان شهد مايل و گرفتار در صحراى دستپول و ششدر كودكان عرب جهت بازى طرب على الدوام با عقرب اين عمل مى نمايند كه بسيار مشاهده رفته .

+نوشته شده درشنبه 21 دی1387ساعت 16:40 توسط ممل |

حسن حال حر
مناسبت نقل در اين مقام كلام سيد نعمت الله جزائرى شوشترى در كتاب انوار نعمانيه است :
عده اى از موثقين حكايت كرده اند كه : شاه اسماعيل وقتى بر بغداد دست يافت به مشهد حضرت امام حسين آمد و از برخى مردم شنيد كه به حر بن يزيد رياحى طعن مى زدند، وى به نزد قبر وى آمد و دستور داد كه نبش قبر وى نمايند، او را خوابيده به همان وضعى يافتند كه شهيد شده و ديدند بر سر وى دستمال بسته شده ، شاه اسماعيل - نور الله ضريحه - خواست آن دستمال را بردارد؛ زيرا در كتب سير و تواريخ نقل شده بود كه آن دستمال حسين عليه السلام است ، كه سر حر را در آن واقعه اى كه مجروح شد بست و بر همان هياءت دفن گرديده است ؛ وقتى آن دستمال را از سرش باز كردند، خون حر راه افتاد به طورى كه قبر از آن پر شد، وقتى آن دستمال را بر سر بستند، خون باز ايستاد وقتى دوباره آن را باز كردند خون راه افتاد، و هر چه خواستند به غير آن دستمال جلوى خون را بگيرند ممكن نشد. پس بر آنها حسن حال حر روشن شد، شاه فرمان داد كه بر قبر وى ساختمانى بسازند، و خادمى براى قبر وى برگمارند تا در آن خدمت كند.

+نوشته شده درشنبه 21 دی1387ساعت 16:39 توسط ممل |

شعر در مدح و رثاى اهل البيت (ع )
امام صادق عليه السلام فرموده است :
من قال فينا بيت شعر، بنى الله له بيتا فى الجنه ؛ كسى يك بيت شعر درباره ما بگويد، خداوند براى او بيتى در بهشت بنا مى كند.
و نيز آن امام به حق ناطق فرموده است : من انشد فى الحسين عليه السلام بيتا من شعر فبكى او تباكى فله الجنه ؛ كسى كه در ماتم سالار شهيدان امام حسين عليه السلام بيتى سرود، پس گريست (اگر فعل بكى از تبكيه باشد، بدين معنى است كه ديگران را به گريستن برانگيخت )، و يا خود را به گريه زد، مر او را بهشت است

+نوشته شده درشنبه 21 دی1387ساعت 16:39 توسط ممل |

 

 

هو

 

کل عالم ومقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل ویک بافت و صورتی در بیاید قهرا به بافت انسان در می آید .همانطور که قوه خیال حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است با اشکال این سویی برای انسان پیاده می کندقوه خیال عالم عصمت نظام عالم را در نشئه طبیعت به صورت انسان شکل می دهد وچون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن)سازگار است لذا به صورت زن شکل می دهد نه صورت مرد .چون مرد بیشتر با اسم( الظاهر) و زن بیشتر با اسم شریف (الباطن )در ارتباط است .لذا همان مقام اسم شریف (الباطن )آمده در شریعت وبرای زن به صورت حجاب مطرح شده است این حجاب در حقیقت صفت خدا داشتن زن است خداوند هم محجوب است خودش فرمود:((من هم حجاب کل عالم ومقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل ویک بافت وصورتی در بیاید قهرا به بافت انسان در می آید.همانطور که قوه خیال حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است با اشکال این دارم وشما از پشت هفت هزار حجاب دارید من را می بینید ))اگر عدد را بالاتر ببرد با زهم حق است .نه این که دین اگر به زن می گوید(( تو حجاب را نگه داشته باش )) این العیاذ بالله جسارت به زن است این در حقیقت یک احترامی به زن است .به او می گوید :((چون تو مطابق اسم شریف ((الباطن )) الهی پیاده شده ای ما نمی خواهیم که تو در معرض دید هر کسی قرار بگیری لذا محجوب باش .بگذار اگر دیگران می خواهند تورا ببینند از پشت حجابها ببینند))این حجاب برگرفته از حجاب حق است لذا حجاب دژزن است چه اینکه برای خداوند دژ است فرمود هر چه کوشش کنید نمی توانید حقیقت غیبیه ذات مرا ببینید آنقدر محجوبم آنقدر در حجابم هر چه کوشش کنید و حجابهای را خرق کنید و پاره کنید باز هم همچنان مرا در پشت حجاب باید ببینید هرگز من کشف تام نمی کنم حتی در قران هم کشف تام ذاتی نکرد قر آن هم اگر چه خدا را به ما معرفی کرد اما یا با الفاظ یا با معانی یا با صور .هم الفاظ حجابند وهم هم هم صور حجابند .از پشت حجاب ها خدا معرفی را معرفی کرد والا حق آنطوری که حق است برای خلق جلوه نمی کند که اگر بخواهد بکند لازمه جلوه گری حق برای خلق بساط خلق را جمع کردن است . زن تا موقعی که در حجاب است است حق است موقعی که از حجاب در آمده است وجهه ی خلقی پیدا می کند.وقتی وجهه ی خلقی پیدا کرد دیگر تواناییش شکسته می شود . این است که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود .و اگر می خواهند ((عصمت اعظم ))را به صورت شکل زنی در بیاورد ظاهرا به بهترین شکل در می آورد که بهتروزیباتر از این چهره در نظام هستی پیدا نمی شود .لذا مشابه چهره جناب صدیقه طاهره در عالم هرگز زنی پیدا نمی شود چه اینکه مشابه چهره پیغمبر و امیرالمومنین هرگز در عالم بافتی پیدا نمی شود . حال که این عصمت کبرای الهی را در حضرت صدیقه طاهره تجلی کرده است او آنچنان در حجاب قرار می گیرد که فقط امیر المومنین لیاقت دیدار همچنین جمالی را خواهد داشت . که به او گفتنند :((زهرای عزیز اگر علی ابن ابیطالب نبود برای تو هرگز در عالم کفوی پیدا نمی شد ))چون زن وشوهر باید کفو هم دیگر باشند .در مسائل فقهیه فرموده اند :شوهر وزن سعی کنند در سن ومسائل خانوادگی ومسائل اخلاقی هم کفو باشند هم کفو که باشد با همدیگر در امور زندگی دچار مشکل نمی شوند .جناب امیر المومنین کفو صدیقه طاهره است وحضرت فاطمه زهرا ء (س)کفو علی (ع ) است. *** لازم به ذکر است که مراد حجاب حجاب اسلامی وقرآنی چادر است (اشهد ان سید تنا فاطمه الزهراء عصمه الله الکبری حجه الله علی الحجج)

منبع:وبلاگ ابوالقاسم

+نوشته شده درجمعه 13 دی1387ساعت 18:37 توسط ممل |

معرفی وبلاگی جامع در مورد علامه حسن زاده املی

 

http://alame-hasanzade.blogfa.com/

+نوشته شده درشنبه 7 دی1387ساعت 7:44 توسط ممل |